مژده رسیدن ماه ربیع الاول

   

این روزها که سپری می شود، حال و هوای دلم جور دیگری است. امسال هم محرم و صفر تمام شد و ربیع با مژده فرارسیدن بهار، تلنگری است که آیا دلت نیز بهاری شده است؟! ... 

«این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است»

این کلام رهبر و بنيانگذار انقلاب اسلامي امام خمینی (ره) است که شاید بارها آن را شنیده باشیم. اما تا بحال به معنای واقعی این سخن اندیشیده اید؟!

محرم و صفر دو ماه متوالی است که در آنها به عزاداری برای آل الله می پردازیم و در عزای ایشان به سوگ می نشینیم.  

دو ماه که با آغاز آن داغدار مصیبت های کربلا می شویم و با پایان آن از فراق پیامبر و رحمت امّت ناله می زنیم که بار پروردگارا إنّا نشکوا إلیک فقد نبیّنا. این دل شکستن ها و این اشک ها و ناله ها گرچه دل را غمین می کند امّا آن را جلا نیز می دهد که سنگ تا سوزش آتش نبیند گوهر نمی گردد.  

ذکر و یادآوری مصائب اهل بیت در این ایّام بهترین وسیله ای است که مسلمانی خود را محکی بزنیم و دوباره آن را بیدار و زنده کنیم تا یادمان نرود در کجای تاریخ ایستاده ایم و چه وظایفی بر دوش داریم.

محرم و صفر ایّامی است که چراغ دلمان را برای یکسال در پیش رو روشن کنیم تا مبادا در تاریکی های غفلت و گمراهی گم شویم. مبادا یادمان برود که در کربلا چه گذشت که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» شعار همیشه اعصار است و کوفیان در طول تاریخ کم نبوده و نیستند.

و مبادا یادمان برود که فلسفه اربعین چه بود که پاسداشت آن نشانه ایمان شمرده شده.

و مبادا یادمان برود که امام حسن(علیه السلام) چرا صلح کرد تا معاویه های روزگارمان را بشناسیم و اسیر مکر و تزویر شیطان های درونمان نشویم.

و مبادا یادمان برود زمین تاب نمی آورد مصیبت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را و فراموش نکنیم و اشک ها و ندبه های شبانه روزی پاره تن پیامبر(صلی الله علیه و آله) را که جفای مردمان را با خون دل دید. مبادا یادمان برود که غربت تنها به بی بارگاهی مزار نیست، غربت به تنهایی و هجران از یاران و اصحاب نیکوست. 

فراموش نکنیم هشتمین اختر با قدومش سرزمینمان را گلباران کرد و مبادا فراموش کنیم که شرط ایمنی از عذاب در دژ مستحکم لا اله الاّ الله جز پیروی از ولایت نیست. 

و اکنون ماه صفر به پایان رسید...

صفر تمام شد، سفر ما نیز در تاریخ اسلام تا اینجا به پایان رسید.

خدا کند مسافران، سالم به مقصد رسیده باشند و خدا کند محرم و صفر اسلاممان را زنده کرده باشد.

و اکنون که ربیع، آمدن بهار را نوید می دهد، دلهایمان نیز بهاری شده باشد تا در بهار سبز ظهور مولایمان بتواند قامت راست کند و با افتخار بگوید «من شیعه مرتضی علی(علیه السلام)»ام.  

شیعه و پیرو واقعی او که همه روزهای سال مزیّن به افتخارات و جانبازی های اوست و زمین و زمان به داشتن او فخر می فروشد و به آسمانیان به داشتنش مباهات می کند.  

امروز اول ربیع الاول و یادآور یکی دیگر از ایّامی است که خداوند به وجود امام علی(علیه السلام) افتخار کرد! 

«وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ ...»؛ از مردم کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد. (بقره/ 207) 

این آیه نورانی در شب اوّل ربیع الاول در شأن امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نازل شد. آن شب پیامبر(صلی الله علیه و آله) از شر کفّار از مکه به مدینه هجرت کردند و امام علی(علیه السلام) این قهرمان همیشه تاریخ با نثار جان خویش در بستر رسول الله(صلی الله علیه و آله) خوابیدند. آری، آن شب لیلة المبیت بود...

به زمین نگاه کنید... 

غزالی در احیاء العلوم آورده است: در شبی که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) خوابید به جبرئیل و میکائیل خطاب رسید که من بین شما دو نفر برادری قرار دادم و عمر یکی از شما را بیش از دیگری قرار دادم. کدام یک از شما ایثار می کند که عمر طولانی از آن دیگری باشد؟ هر دو عمر طولانی را اختیار کردند.  

خطاب آمد: «به زمین نگاه کنید و ببینید که چگونه امام علی(علیه السلام) حیات خود را به برادرش پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نثار نموده و به جای او خوابیده و جان خود را فدای جان او نموده است. به زمین بروید و او را از شر دشمنان حفظ کنید.» آنها آمدند و جبرئیل در بالای سر امیرالمؤمنین و میکائیل در سمت پاهای آن حضرت نشست و ندا کرد: بخ بخ من مثلک یابن ابیطالب، خداوند در جمع ملائکه به تو مباهات فرمود. اینجا بود که آیه شریفه «وَ مِن الناس مَن یشری نفسه ابتغاء مرضات الله...» نازل شد.

اگر آسمانیان و زمینیان به سرور و مولایمان علی(علیه السلام) افتخار می کنند و اگر خود را شیعه و پیرو آن حضرت می دانیم آیا حاضریم جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم امام زمانمان(عج) کنیم؟! همو که در این دو ماه محرم و صفر شب و روز بر مصیبت های پدران و آباء طاهرینش(علیهم السلام) خون گریه کرد. 

آیا آن قدر دل هایمان را حسینی و زینبی و حسنی و نبوی و رضوی و در یک کلام ولایت پذیر کرده ایم که با آغوش باز جان خود را در راه سربازی مولا و مقتدایمان نثار کنیم؟!  

آیا محرم و صفر اسلاممان را زنده کرده است که در طلیعه ربیع، برای تماشای بهار ظهور آماده شویم؟  

ما اکنون در کجای تاریخ ایستاده ایم و چه مسئولیتی بر دوش داریم؟ لحظه ای درنگ تا فردا خجل نباشیم!

حال که پیراهن مشکی ات را در می آوری، پیراهن سربازی مولا را بر تن کن و عزمت را راسخ . «اللهم عجل لوليك الفرج»

 



(نظر بدهید.) | 7:18 AM جمعه، 7 بهمن هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    ارزش و جایگاه اربعین حسینی

 اهمیت اربعین از کجاست ؟ صرف اینکه چهل روز از شهادت شهید می گذرد ، چه خصوصیتی دارد ؟

اربعین خصوصیتش به خاطر این است که در اربعین حسینی یاد شهادت حسین زنده شد و این چیز بسیار مهمی است . شما فرض کنید اگر این شهادت عظیم در تاریخ اتفاق می افتاد یعنی حسین بن علی و بقیه شهیدان در کربلا شهید می شدند ، اما بنی امیه موفق می شدند همانطور که خود حسین را و یاران عزیزش را از صفحه روزگار برافکندند و جسم پاکشان را در زیر خاک پنهان کردند ، یاد آنها را هم از خاطره نسل بشر در آن روز و روزهای بعد محو کنند . 

ببینید در این صورت آیا این شهادت فایده ای برای عالم اسلام داشت ؟ یا اگر هم برای آن روز یک اثری می گذاشت ، آیا این خاطره در تاریخ هم ، برای نسل های بعد هم ، برای گرفتاری ها و سیاهی ها و تاریکی ها و یزیدیهای دوران آینده تاریخ هم اثری روشنگر و افشا کننده داشت ؟

اگر حسین شهید می شد ، اما مردم آن روز و مردم نسل های بعد نمی فهمیدند که حسین شهید شده ، آیا این خاطره چه اثری و چه نقشی می توانست در رشد و سازندگی و هدایت و برانگیزانندگی ملت ها و اجتماعات و تاریخ بگذارد ؟  

می بینید که هیچ اثری نداشت ، بله حسین که شهید می شد ، خود او به اعلی علیین رضوان خدا می رسید ، شهیدانی که کسی نفهمید و در غربت ، در سکوت ، در خاموشی شهید شدند ، به اجر خودشان در آخرت رسیدند ، روح آنها فتوح و گشایش را در درگاه رحمت الهی به دست آورد ، اما آیا چقدر درس شدند ، چقدر اسوه شدند ، درس ، آن شهیدی می شود که شهادت او و مظلومیت او را نسل های معاصر و آینده او بدانند و بشنوند.

درس و اسوه آن شهیدی می شود که خون او بجوشد و در تاریخ سرازیر بشود ، مظلومیت یک ملت آن وقتی می تواند زخم پیکر ستم کشیده شلاق خورده ملت ها را شفا بدهد و مرهم بگذارد که این مظلومیت فریاد بشود ، این مظلومیت به گوش انسان های دیگر برسد ، برای همین است که امروز ابرقدرت ها حاضرند پول های گزاف خرج کنند تا دنیا نفهمد که جنگ تحمیلی چرا به وجود آمد و با چه انگیزه ای . 

آن روز هم دستگاه های استکباری ، حاضر بودند هر چه دارند خرج کنند به قیمت این که نام و یاد حسین و خون حسین و شهادت عاشورا مثل درس در مردم آن زمان و ملتهای بعد باقی نماند و شناخته نشود . البته در اوائل کار درست نمی فهمیدند که چقدر مطلب با عظمت است . هر چه بیشتر گذشت ، بیشتر فهمیدند . 

در اواسط دوران بنی عباس حتی قبر حسین بن علی علیه السلام را ویران کردند ، آب انداختند ، خواستند از او هیچ اثری باقی نماند . نقش یاد و خاطره شهیدان و شهادت این است ، شهادت بدون خاطره ، بدون یاد ، بدون جوشش خون شهید ، اثر خودش را نمی بخشد و اربعین آن روزی است که برافراشته شدن پرچم پیام شهادت کربلا در آن روز آغاز شد و روز بازماندگان شهداست .

حالا چه در اربعین اول ، خانواده امام حسین علیه السلام به کربلا آمده باشند و چه نیامده باشند . اما اربعین اول آن روزی است که برای اولین بار زائران شناخته شده حسین بن علی به کربلا آمدند ؛ جابربن عبدالله انصاری است و عطیه از اصحاب پیغمبر ، از یاران امیر المومنین و آمدند .جابربن عبدالله حتی نابینا بود - آن طور که در نوشته ها و اخبار هست - و دستش را عطیه گرفت و برد روی قبر حسین بن علی گذاشت و او قبر را لمس کرد و گریه کرد و با حسین بن علی علیه السلام حرف زد و با آمدن خود و با سخن گفتن خود خاطره حسین بن علی را زنده کرد و سنت زیارت قبر شهداء را پایه گذاری کرد . یک چنین روزمهمی است روز اربعین. 

حركت امام حسين(ع) براى اقامه‏ حق و عدل بود: «انّما خرجت لطلب‏الاصلاح فى امّة جدّى اريد ان امر بالمعروف وانهى عن‏المنكر ...» ( بحارالانوار، ج 44، ص 329)

در زيارت اربعين كه يكى از بهترين زيارات است، مى‏خوانيم: «و منح‏النّصح و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من‏الجهالة و حيرةالضّلاله». آن حضرت در بين راه، حديث معروفى را كه از پيامبر(ص) نقل كرده‏اند، بيان مى‏فرمايند: «ايهاالنّاس انّ رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه عليه و اله و سلّم قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم‏اللَّه ناكثا لعهداللَّه مخالفاً لسنة رسول‏اللَّه صلّى‏اللَّه عليه و اله و سلم يعمل فى عباداللَّه بالاثم والعدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لاقول كان حقّا على‏اللَّه ان يدخله مدخله» (بحارالانوار، ج 44، ص 382) 

تمام آثار و گفتار آن بزرگوار و نيز گفتارى كه درباره‏ى آن بزرگوار از معصومين رسيده است، اين مطلب را روشن مى‏كند كه غرض، اقامه‏ حق و عدل و دين خدا و ايجاد حاكميت شريعت و برهم زدن بنيان ظلم و جور و طغيان بوده است.

غرض، ادامه‏ راه پيامبر اكرم(ص) و ديگر پيامبران بوده است كه: «يا وارث ادم صفوةاللَّه يا وارث نوح نبىّ‏اللَّه ...»( مفاتيح‏الجنان، زيارت وارث‏) و معلوم است كه پيامبران هم براى چه آمدند: «ليقوم‏النّاس بالقسط» اقامه‏ قسط و حق و ايجاد حكومت و نظام اسلامى. 

اساساً اهميت اربعين در آن است كه در اين روز، با تدبير الهى خاندان پيامبر(ص)، ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد و اين كار پايه‏گذارى گرديد.  

اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلى، در حوادث گوناگون - از قبيل شهادت حسين‏بن‏على(عليه‏السّلام) در عاشورا - به حفظ ياد و آثار شهادت كمر نبندند، نسل هاى بعد، از دستاورد شهادت استفاده‏ زيادى نخواهند برد. 

درست است كه خداى متعال، شهدا را در همين دنيا هم زنده نگه مى‏دارد و شهيد به طور قهرى در تاريخ و ياد مردم ماندگار است؛ اما ابزار طبيعى‏يى كه خداى متعال براى اين كار - مثل همه‏ى كارها - قرار داده است، همين چيزى است كه در اختيار و اراده‏ ماست. ما هستيم كه با تصميم درست و بجا، مى‏توانيم ياد شهدا و خاطره و فلسفه‏ شهادت را احيا كنيم و زنده نگهداريم.

رمز زنده‏ ماندن واقعه‏ عاشورا

اگر زينب‏كبرى‏(سلام‏اللّه‏عليها) و امام سجّاد(صلوات‏اللّه‏عليه) در طول آن روزهاى اسارت - چه در همان عصر عاشورا در كربلا و چه در روزهاى بعد در راه شام و كوفه و خود شهر شام وبعد از آن در زيارت كربلا و بعد عزيمت به مدينه و سپس در طول سالهاى متمادى كه اين بزرگواران زنده ماندند - مجاهدات و تبيين و افشاگرى نكرده بودند و حقيقت فلسفه‏ عاشورا و هدف حسين‏بن‏على و ظلم دشمن را بيان نمى‏كردند، واقعه‏ى عاشورا تا امروز، جوشان و زنده و مشتعل باقى نمى‏ماند.  

چرا امام صادق(عليه‏الصّلاة والسّلام) - طبق روايت - فرمودند كه هر كس يك بيت شعر درباره‏ حادثه‏ عاشورا بگويد و كسانى را با آن بيت شعر بگرياند، خداوند بهشت را بر او واجب خواهد كرد؟  

چون تمام دستگاه هاى تبليغاتى، براى منزوى كردن و در ظلمت نگهداشتن مسأله عاشورا و كلاً مسأله‏ اهل‏بيت، تجهيز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضيه چه بود. تبليغ، اين‏گونه است.

 

آن روزها هم مثل امروز، قدرت هاى ظالم و ستمگر، حداكثر استفاده را از تبليغات دروغ و مغرضانه و شيطنت‏آميز مى‏كردند. در چنين فضايى، مگر ممكن بود قضيه‏ عاشورا - كه با اين عظمت در بيابانى در گوشه‏يى از دنياى اسلام اتفاق افتاده - با اين تپش و نشاط باقى بماند؟ يقيناً بدون آن تلاش ها، از بين مى‏رفت.

آنچه اين ياد را زنده كرد، تلاش بازماندگان حسين‏بن‏على(عليه‏السّلام) بود. به همان اندازه كه مجاهدت حسين‏بن‏على(عليه‏السّلام) و يارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نيز مجاهدت زينب (عليهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(عليه‏السّلام) و بقيه‏ بزرگواران، دشوار بود.

البته صحنه آنها، صحنه‏ نظامى نبود؛ بلكه تبليغى و فرهنگى بود. ما به اين نكته‏ها بايد توجه كنيم. 

درسى كه اربعين به ما مى‏دهد

درسى كه اربعين به ما مى‏دهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطره‏ شهادت را در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت.

شما ببينيد از اول انقلاب تا امروز، تبليغات عليه انقلاب و امام و اسلام و اين ملت، چه قدر پرحجم بوده است.

چه تبليغات و طوفانى كه عليه جنگ به راه نيفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و ميهن و حيثيت و شرف مردم بود. ببينيد دشمنان عليه شهداى عزيزى كه جانشان - يعنى بزرگترين سرمايه‏شان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقيم و غيرمستقيم، با راديوها و روزنامه‏ها و مجله‏ها و كتابهايى كه منتشر مى‏كردند، در ذهن آدمهاى ساده‏لوح در همه جاى دنيا، چه تلقينى توانستند بكنند.

حتّى افراد معدودى از آدمهاى ساده‏دل و جاهل و نيز انسانهاى موجّه و غير موجّهى در كشور خودمان هم، در آن فضاى ملتهب جنگ، گاهى حرفهايى مى‏زدند كه ناشى از ندانستن و عدم احاطه به حقايق بود.

همين چيزها بود كه امام عزيز را برمى‏آشفت و وادار مى‏كرد كه با آن فرياد ملكوتى ، حقايق را با صراحت بيان كند.

اگر در مقابل اين تبليغات، تبليغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ايران و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان، در خدمت حقيقتى كه در اين كشور وجود دارد، قرار نگيرد، دشمن در ميدان تبليغات غالب خواهد شد. ميدان تبليغات، ميدان بسيار عظيم و خطرناكى است. البته، اكثريت قاطع ملت و آحاد مردم ما، به بركت آگاهىِ ناشى از انقلاب، در مقابل تبليغات دشمن بيمه هستند و مصونيت پيدا كرده‏اند. از بس دشمن دروغ گفت و چيزهايى را كه در مقابل چشم مردم بود، به عكس و واژگون نشان داد و منعكس كرد، اطمينان مردم ما نسبت به گفته‏ها و بافته‏ها و ياوه‏گوييهاى تبليغات جهانى ، به كلى سلب شده است.

دستگاه ظالم جبار يزيدى با تبليغات خود، حسين‏بن‏على(ع) را محكوم مى‏ساخت و وانمود مى‏كرد كه حسين‏بن‏على(ع) كسى بود كه بر ضد دستگاه عدل و حكومت اسلامى و براى دنيا قيام كرده است!! بعضى هم، اين تبليغات دروغ را باور مى‏كردند. بعد هم كه حسين‏بن‏على(عليه‏السّلام)، با آن وضع عجيب و با آن شكل فجيع، به وسيله‏ دژخيمان در صحراى كربلا به شهادت رسيد، آن را يك غلبه و فتح وانمود مى‏كردند!

اما تبليغات صحيح دستگاه امامت، تمام اين بافته‏ها را عوض كرد. حق، اين گونه است.

 

 



(نظر بدهید.) | 10:57 AM جمعه، 23 دی هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    علل قیام حضرت سيد الشهداء (عليه السلام)

 

در مورد علل و انگیزه قیام امام حسین علیه السلام آنچه به اختصار می توان اشاره کرد بدین قرار است:

- بیعت خواهی یزید:  

یزید به والی خود در مدینه نوشت:حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را احضار نموده و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را برای من به شام بفرست.

و امام در جواب فرمود: هنگامیکه امت اسلامی به پیشوائی مثل یزید گرفتار گردد باید فاتحه اسلام را خواند. (بحارالانوار، ج 44، ص 324 تا 329)

و بدین جهت از بیعت با یزید امتناع ورزید. 

-  دعوت مردم کوفه از امام (ع):

به جهت اینکه وظیفه امام این است که در صورت آماده بودن زمینه، در جامعه اسلامی حکومت حقه اسلامی را تشکیل دهد و بحسب ظاهر چنین زمینه ای آماده بود، چون مردم کوفه با ارسال حدود 12 هزار نامه برای امام (ع) آمادگی خود را برای کمک به امام با لشکر صد هزار نفری اعلان نمودند، معلوم است که اگر امام اجابت نمی فرمود، چه بسا در برابر خدا و امت اسلامی و تاریخ مسئول بوده و مواخذه می گردید. 

خلافت و حکومت، حق مسلم آن حضرت بوده است، چنانکه فرموده: «به جانم قسم امام نیست مگر آنکه به کتاب خدا عمل کند و به عدل و قسط رفتار نماید و بر حسب قانون و حق مجازات کند و خود را در مسیر رضای خدا قرار دهد» و روشن است در آن زمان تنها کسی که بتواند همه این شرائط را به طور کامل رعایت نماید خود امام علیه السلام بوده اند.

- اصلاح امت و مبارزه با فساد:

چنانکه حضرت فرمود: انگیزه ام از قیام، اصلاح امت جدم رسول خدا است. ( بلاغت الحسین، ص 64)

و به عبارت دیگر یکی از علل قیام امام حسین (ع) زنده کردن ارزش های اسلامی بوده است. همان ارزش هایی که حکومت اموی سعی می نموده آنها را نابود کند.  

برخی از ارزش هایی که حکومت بنی امیه سعی در محو آن داشت بدین قرار است:

الف- وحدت اسلامی، حکومت بنی امیه از طریق احیای تعصبات قبیله ای و وادار کردن شعرای قبایل بر هجو قبیله رقیب، و نیز از طریق ایجاد اختلاف میان اعراب اصیل و موالی، سعی می کرد ریشه های وحدت اسلامی را متزلزل کند. در حالیکه شکوه و عظمت اسلام وابسته به همین وحدت میان امت اسلامی است. 

ب- حریت: منطق حکومت اموی شمشیر و شکنجه و ترس و ارعاب بود و از این طریق حریت و آزادی و آزادگی را از میان امت اسلامی برداشته بودند ولی امام با شهادت خود درس آزادی و آزادگی به مردم داد. و مردم نیز برای بدست آوردن حریت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام قیامهای متعددی برپا نمودند. 

ج- اخلاق اسلامی و انسانی: چون حکومت فاسد با جامعه و مردم صالح نمی تواند کنار بیاید و حکومت ها باید مردم را همانند خود بسازند، چنانکه خود معاویه پس از پیمان با امام حسن بن علی علنا اظهار داشت که به هیچ یک از شرایطی که در قرار داد به نفع امام حسن بن علی قرار داده شده است عمل نخواهد کرد، عملاً دروغ و نیرنگ و فساد را در جامعه ترویج می داد.  

لذا امام حسین (ع) می فرماید: همانا سنت رسول خدا (ص) را به دست فراموشی سپردند و بدعت ها را زنده کردند.  

یا فرمود: شما را به زنده کردن معارف حق و از بین بردن بدعت ها دعوت می کنم. (تاريخ طبری، ج 7، ص 24) 

خلاصه اینکه در جامعه آن روز فسادی بالاتر از تصدی ظالمین و ستمگران در مناسب حکومتی نبوده است، که در حقیقت ریشه همه فساد و بدبختی در جامعه است.  

چنانکه امام در برابر لشکر حر فرمود: ای مردم! همانا رسول خدا (ص) فرمود: هر کس سلطان ستمکاری را ببیند که محرمات الهی را حلال می شمارد و با خدا پیمان شکنی می کند، و با سنت و روش رسول خدا مخالفت می ورزد، ولی با او مخالفت نکند بر خداست او را با همان ستمگر محشور گرداند و در جایگاه ستمکاران قرار دهد. (مقتل الحسین ، مقرم، ص 184)

البته این علت و انگیزه سومی را که بیان داشتیم می توان تحت عنوان وسیع تری به نام «امر به معروف و نهی از منکر» هم جای داد که در بیان امام حسین علیه السلام به عنوان هدف قیامشان طرح شده است آنجا که می فرماید: منظورم (از این قیام) امر به معروف و نهی از منکر است. (حیات الحسین، ج 2، ص 264) 

«مگر نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری نمی گردد. (اگر برای تغییر این وضعیت) مومن مشتاق دیدار پروردگارش باشد (و جان خود را فدا کند) شایسته است.» (حيات الحسين، ج 3 ص 98) 

البته علل و عوامل دیگری نیز در حادثه قیام امام حسین وجود دارد که به نوعی به یکی از سه عوامل بر می گردد. مانند طرح ترور امام در مکه و... .

نکته دیگر اینکه به نظر می رسد علت و انگیزه اصلی قیام امام حسین یک چیز بوده است و بقیه به منزله شاخه ها و زیر مجموعه آن علت اصلی می باشند و آن عبارتست از پاسداری از آئین اسلام و ترویج و گسترش آن در جامعه و تبیین و توضیح معارف آن برای مردم، و چون دین در واقع باز نمود فطرت و سرشت انسان است پس می توان از این هدف تعبیر به «بیداری و آگاهاندن مردم» نمود.  

چنانکه در زیارت اربعین امام حسین (ع) می خوانیم: «خدایا من شهادت می دهم که امام حسین» خون پاکش را در راه تو به خاک ریخت تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد.



(نظر بدهید.) | 10:07 AM چهارشنبه، 30 آذر هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    24 آفت زبان و اثرات سوء آنها

 اسلام دین صلح و آرامش است و هر یک از ما در برابر هم وظیفه داریم تا به یکدیگر احترام گذاشته و قدر یکدیگر را بدانیم وبا اعمال و رفتار هایمان یکدیگر را آزار ندهیم.

در اسلام هریک از جوارح در برابر خداوند متعال مسئول است و زبان یکی از آن اعضا است که هم می‌توان از آن خوب استفاده کرد و سخنان نیکو گفت وهم از آن بد استفاده کرد و با آن دیگران را آزرد در این مقاله به بررسی برخی از گناهان زبانی می‌پردازیم.

1- اهانت و تحقیر 

از بزرگ‌ترین گناهان در اسلام اهانت کردن به دیگران است و شخص اهانت کننده خود ذلیل و خوار است و در حدیث آمده است: هیچ مومن فقیری را تحقیر نکنید به درستی که هر کس مومن تهیدستی را تحقیر نموده و کوچکش کند خدا او را تحقیر می‌کند و همواره مورد خشم و غضب قرار خواهد داد تا از تحقیر کردن بیرون رود یا توبه کند. (بحارالانوار 75/146)

2- فخر فروشی

از دیگر گناهان که متأسفانه در جامعه رواج بسیار پیدا کرده است فخر فروشی است. انسان‌هایی که به خود می‌بالند و در حقیقت حقیر و پست هستند.

در قرآن آمده است :«ان الله لایحب کل مختال فخور ؛خداوند هیچ مغرور خودستایی را دوست ندارد.» (لقمان ، آيه 18)

3- رسوا کردن گناه

رسوا کردن گناه در میان دیگران گناهی بس بزرگ است و اگر انسان گناهی دارد باید آن را با خدای خویش در میان بگذارد و با او سخن بگوید.

امام رضا می‌فرمایند :پوشاننده گناه کارش معادل هفتاد هزار کار نیک است و بازگو کننده گناه خوار است و پوشاننده بخشیده شده. (عیون الاخبارالرضا 12/412)

4- حفظ رازهای شخصی

انسان باید رازهای خود را برای خود نگه دارد و آن را نزد کسی بازگو نکند.

در احادیث آمده است: سر تو تا زمانی که گشوده نشده سبب سرور است و هنگامی که گشوده شد باعث اندوه می‌شود. (عزرالحکم /436)

5- پرهیز از سخنان لغو و بی فایده

گفتن سخنان بیهوده در مجالس و یا فرستادن پیامک ها و یا ایمیل‌های بی فایده نیز در این زمره قرار دارد.

حضرت علی علیه السلام بارها فرموده اند که:ای مردمان تقوا پیشه کنید که انسان عبث آفریده نشده است تا بازی کند و به خود رها نشده تا یاوه بگوید. (نهج البلاغه قصار37)

6-سوال‌های بیجا 

سوال‌های بی جا و بی اساس نیز از گناهان زبان است، انسان می‌تواند به جای طرح سؤالات بیهوده، اندیشه کند و بیاموزد.

در قرآن سوره‌ مائده آیه 101و 102آمده است:« اهل ایمان از چیزهایی سؤال نکنید که اگر برایتان آشکار شود شما را به ناراحتی وادار می کند و اگر در هنگام نزول قرآن سوال نمایید آشکارتان می گردد و خداوند از آنها می‌گذرد و او بخشنده و مهربان است.»

7-عذر خواهی بدون دلیل

عذر خواهی بدون دلیل بر گناهان می‌افزاید و سودی ندارد.

حضرت علی در حدیثی می‌فرمایند:« زیاد پوزش خواستن گناهان را بیشتر می‌کند .» (غرر الحکم/241)

8- عیب جویی  

از دیگر گناهان کبیره عیب جویی کردن از دیگران است. انسان‌هایی که مکرر از دیگران عیب جویی می‌کنند، موفق نمی‌شوند و حرمتی  برای خود نگهداری نمی‌کنند. 

از امام صادق نقل شده است:« هر کس مومنی را سرزنش به گناهان کند خداوند او را هم در دنیا وهم در آخرت چنین خواهد کرد.» (اصول کافی 2/356) 

9- تهدید کردن دیگران

تهدید کردن دیگران دور از شأن انسان است و انسان حق ندارد شخص مومن را تهدیدهای ناروا کند و تهدید می‌تواند به هر صورتی باشد تهدید زبانی و یا عملی .

پیامبر خدا فرمودند: هر کس با نظری به مؤمنی نظر کند تا او را بترساند خداوند او را خواهد ترساند ، در روزی که هیچ سایه‌ای جز سایه خداوند در بین نخواهد بود. (جامع الاخبار127)

10- چاپلوسی

متأسفانه در دنیای امروز انسان‌های بسیاری دچار تملق و دروغگویی شده‌اند و دروغ می‌گوید تا مقام ثروت و یا موقعیت بهتری پیدا کنند. 

در اسلام چاپلوسی جز اخلاق اهل ایمان نیست و بسیار مذموم است.(گمراه کردن و مشورت دادن نادرست )

اگر کسی به خاطر مشورت کردن سراغ آمده باید تا جایی که می‌توانیم به او راست بگوییم و او را یاری کنیم و در حقیقت امین او باشیم .

حضرت علی می‌فرمایند : «خیانت به طرف مشورت ، بزرگترین شرها و سبب عذاب و سختی روز قیامت است.» (غرر الحکم397)

11- دروغ 

دروغگو دشمن خداست در طول زندگی بشر این دروغ بوده است که بشر را به گمراهی کشانده است و انسان های دروغگو به تعبیری دشمن خدا هستند. 

حضرت رسول می‌فرمایند: «بر شما باد بر دوری از دروغ به بدی‌ها رهنمون می‌شود و بدی ها به آتش رهنمون می کند.» (جامع الاخبار149)

12-وعده دادن دروغ

وعده دادن دروغ انسانها را به یکدیگر بی اعتماد می کند و نظام اخلاقی اجتماع را از بین می‌برد وعده دروغ خشم خداوند را بر می انگیزد.  

حضرت علی در نامه ای به مالک اشتر فرمود: «بپرهیز از تحلف از وعده‌ای که به مردم داده‌ای... .»

13- فحاشی 

انسان‌هايی که سخنان زشت می‌گویند و فحاشی می‌کنند باعث نزاع و درگیری می‌شوند و یک سخن زشت انسان را به قهقرا می کشاند. 

حضرت علی می‌فرمایند:« هر کس فحاشی نثار کسی کند حسد کننده خویش را آسوده خاطر و شاد کرده است.» 

14- سرزنش 

حضرت علی در وصف برادر سابق ایمانی‌اش می‌فرمایند:هر کس را در کاری ملامت می‌کرد ، مادامی که در مثل آن عذر می‌یافت تا عذر خواهی او را بشنود.» (نهج البلاغه، قصار 289)

15- هجو گویی

هجو گویی یک گروه و گفتن عیب‌ها و اشکالات آنهاست.  

هجو چنان در اسلام مورد نکوهش است که حضرت علی علیه علیه السلام هجو کنندگان را تعزیز فرمودند.(وسایل الشیعه 3/443)

16- نسبت دادن زنا

نسبت دادن زنا یکی از بزرگ‌ترین گناهان در اسلام و مذهب تشیع است و در قرآن و احادیث بسیار نکوهش شده است.

در قرآن سوره نور آمده است :« و کسانی که به زنان پاک دامن نسبت زنا می‌دهند و سپس چهار گواه مرد عادل بر این نسبت نیاورده اند آنان را هشتاد تا زیانه بزنید و هیچگاه شهادتی را از آن‌ها نپذیرید اینان هم ایشان فاسدان هستند.» سوره نور، آيه 41)

17- گفتن آنچه نمی‌دانیم

اگر کسی چیزی را نمی‌داند نباید آن را اظهار کند و باید سخنی بگوید که آن رامی داند و از عهده پاسخ دادن بر می آید.

پس آنچه را که نمی‌دانید نگویید، زیرا بیشترین حق با آنهاست که شما انکار می‌کنید. (نهج البلاغه، نامه31)

18- منت گذاشتن 

وقتی شخصی به کسی خوبی کند نباید منت آن را باطل و بی اثر کند.  

در احادیث آمده است اگر کسی کاری را انجام دهد در حالیکه منت گذارد کاری نکرده است . 

امام علی می‌فرمایند:هر کس به خاطر احسان نمودنش بر کسی منت بگذارد، چنین کسی اصلاً نیکی نکرده است.(عزرالحکم718)

19-گزافه گویی 

حضرت علی گزافه گویی را بدترین عمل دانسته است .

امام علی می‌فرمایند :چه بسیار لاف‌هایی که تلف شدگی را از خود به ارث می‌نهند. (غررالحکم/415)

20-سلام نکردن قبل از صحبت کردن 

یکی از نشانه‌های ادب این است که انسان قبل از صحبت کردن سلام کند و اینگونه اظهار ادب نماید. 

امام صادق می‌فرمایند:جواب کسی را پیش از سلام به کلام آغاز نماید، نده. (مستدرک الوسایل 2/68)

21- شوخی‌های بیجا 

شوخی اگر برای شادی و لذت باشد خوب است، اما اگر نا به جا باشد مورد قبول نیست و اسلام آن را نکوهش می‌کند و افراط شوخی باعث دشمنی و بدبختی است. 

«افراط نمودن در شوخی سبب جدایی انسان ها از همدیگر است.» (جامع السعادات30013) 

22- قسم نابجا و نادرست

امروزه مغازه‌ها و فروشگاه ها و موارد دیگر می‌بینیم که برای فروش یک کالا و...افراد دروغ می‌گویند و قسم به خداوند یاد می‌کنند. 

امام صادق در حدیثی می‌فرمایند:«به خداوند نه به راست و نه به دروغ سوگند نخورید وخداوند را عرصه سوگندهای خود قرار ندهید.» (من لا یحضرالفقیه4/111)

23- سر کوفت زدن  

در اسلام کسی حق ندارد کسی را سر کوفت زند، بلکه اگر در کسی ایراد و یا اشکالی دید باید با احترام به او بگوید و او را مورد عتاب قرار ندهد.

حضرت علی علیه السلام در مباحثه ای فرمودند:«من دوست ندارم که شما بد زبان و لعن گو باشید.»(الاخبارالطوال، 165)

24- سخن چینی 

خبر کشی و سخن بردن و نقل سخن از کسی برای شخصی دیگر نه در اسلام بلکه در منطق هیچ انسان عاقلی نمی‌گنجد.

حضرت محمد می‌فرمایند:«سخن چین هرگز به بهشت وارد نخواهد شد.» (مستدرک الوسایل 11/111)

این‌ها اندکی از عیوبی بودند که زبان سبب آن است و انسان با زبان خود مي تواند ، مرتکب گناهان شود. پس باید هر لحظه مراقب اعمال و رفتار خود باشيم و سعی کنيم از آزردن دیگران با زبان خود بپرهیزيم و به تعبیر دیگر زیبا سخن بگوییم تا زیبا سخن بشنویم. 

 



(نظر بدهید.) | 9:26 AM سه شنبه، 22 آذر هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    قيام سيد الشهدا (علیه السلام)؛ قيام براي خدا

  كساني هستند كه به صحنه خونين عاشورا ، با ديده تعجب و حيرت مي‌نگرند و نمي‌توانند اين حقيقت را در فكر خود هضم كنند كه يعني چه و چگونه ممكن است جمعي از بزرگان و انديشمندان بشري، از جا برخيزند و عالماً و عامداً خود و عزيزان خود را به دهانه مرگ انداخته و رضا به كشته شدن بدهند و مخصوصاً زنان و كودكان خود را به چنگال اسارت بيفكنند؛ تنها براي اينكه دين خدا را در دنيا حفظ كنند و آن را از متروك گشتن نجات دهند.

آيا اين كار از نظر عقلا و خردمندان عالم، مقبول و مورد تأييد است؟

اين نگرش تعجب‌آميز به گونه يك معما ـ اگرچه به زبان و قلم هم نياورند ـ در اذهان بسياري از مردم هست. و اين به آن دليل است كه اين افراد اصلاً انسان را نشناخته، و آن چنان كه بايد درك نكرده‌اند كه انسان چه حقيقتي است، از كجا نشأت گرفته و به كجا مي‌رود؟ در نتيجه نفهميده‌اند آن لفظ «خدا» كه به زبان مي‌آورند و به زعم خويش اعتقاد به وجود آن دارند، داراي چه معنايي است؛ «دين خدا» يعني چه و در ميان جامعه بشري چه موقعيت و منزلتي دارد و بود و نبود آن در عالم انسان، چه اثري ـ مثبت يا منفي ـ ممكن است داشته باشد؟

از يك سو به اين حقايق آن چنان كه بايد پي‌نبرده‌اند و از سوي ديگر نمي‌توانند عظمت و جلالت شخصيت جهاني امام حسين (ع) را ناديده بگيرند كه مي‌بينند دنيا در برابر آن بزرگ‌مرد عالم، خاضع است. 

درك نادرست از قيام امام حسين(علیه السّلام)  

اينان در تفسير كار معماگونه او متحير شده و سرانجام دست به توجيه مي‌زنند و فداكاري حيرت‌انگيز آن حضرت را به صورت يك فداكاري اخلاقي و اجتماعي ارائه داده، آن حضرت را شهيد راه آزادي و سرور آزادي‌خواهان جهان و كشته راه حفظ حقوق بشر دانسته‌اند! در صورتي كه هدف و انگيزه اصلي آن حضرت در اين فداكاري خيلي بالاتر از اين مطالب بوده است.

البته درست است كه امام حسين(علیه السّلام) نهايت درجة حرّيت و آزادي را از خود نشان داد و عالي‌ترين مرحله فداكاري اجتماعي و اخلاقي و حفظ حقوق بشري را به اثبات رسانيد؛ ليكن آن حريت و آزادي‌خواهي و بشردوستي كه اينها مي‌گويند و معنايي كه از آن اراده مي‌كنند، غير از آن معنا و حقيقتي است كه امام حسين(علیه السّلام) در نظر داشت.  

انگيزه اصلي قيام كربلا  

امام حسين(علیه السّلام) انگيزه‌اش در اين نهضت مقدس، صرفاً احياي دين و سنت جد بزرگوارش پيامبر مكرم اسلام (ص) ، امر به معروف و نهي از منكر ، ذكر خدا، و حركت دادن عالم انسان به سوي عالم قرب، لقا و رضوان الهي بود كه فهم و درك اين معنا براي برخي بسيار دشوار است!  

و در صحراي عرفات، دل به جمالي داده بود كه با چشم‌هاي گريان و دست به سوي آسمان مي‌گفت : «خدايا! كور است آن چشمي كه تو را حاضر و ناظر بر خود نبيند و سرمايه عمر را از كف داده است آن بنده‌اي كه بهره‌اي از محبوبيت تو در قلب خود نيابد. »

اين سخن را در عرفات گفت و در كربلا همان را با پيكر آغشته به خونش معنا كرد! در گودال قتل‌گاه، با قلب شكافته و پيشاني شكسته ، صورت روي خاك نهاده بود، در حالي كه زبان در دهان خشك به زحمت مي‌چرخيد مي‌گفت :« الهي رضاً بقضائك صبراً علي بلائك تسليماً لأمرك لامعبود سواك . اي خداي من! من جز راضي به قضاي تو و تسليم امر تو بودن هدفي ندارم چرا كه من، معبود و محبوبي جز تو نمي‌شناسم.» 

اين حقيقت معناي لا إله الّا الله است كه امام حسين(علیه السّلام) در كربلا روز عاشورا نشان داد . خدا هم جواب قبولي به اين فدايي راستينش داد و فرمود :«يا أيّتها النفس المطمئنّه، إرجعي إلي ربّك راضيةً مرضيّه ، فأدخلي في عبادي ، و ادخلي جنّتي؛اي جان آرام گرفته به ياد خدا! بازگرد به سوي خدايت...»

به تعبير عاميانه ما، اي حسين عزيزم! بيا، بيا به دامن خودم كه تو محبوب مني. هم من از تو خشنودم و هم تو از من خشنودي. بيا داخل بندگان خاص و بهشت مخصوص من شو .

او مي‌خواست ايمان به خدا و عشق به لقاي او را در دل‌ها ايجاد كند و در سايه اين عشق و ايمان به خدا، احكام آسماني قرآن را در ميان جامعه جاري سازد.  

در نتيجه، عالم انسان در مسير قرب به خدا و نيل به حيات ابدي به حركت درآيد. در اين صورت طبيعي است كه ساير اهداف از حريت و آزادي، اقامه قسط و عدل، حفظ حقوق و... به طور جامع و كامل تحقق مي‌يابد .  

امام حسين (علیه السّلام) با قيام خونين خود اعلام كرد تنها جمالي كه سزاوار است انسان به او عشق بورزد و در راه رسيدن به قرب و تحصيل رضاي او همه چيز خود را فدا كند، جمال خداست آري، امام حسين (ع) تنها فداي خدا و شهيد دين خداست، نه شهيد راه آزادي منهاي ايمان به خدا!  

خدا هم فرموده است: «و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا ليعبدون»  

تمام هدف من از خلقت عالم اين است كه آدميان رو به من بيايند و با من در ارتباط باشند. تنها من معبود و مطاعشان باشم. تنها تقرّب به من و تحصيل رضاي من، انگيزه و محركشان در تمام شئون زندگي‌شان باشد.

ركن اساسي كار هر مسلمان در جميع فعاليت‌هايش تقرب جستن به خداست امام‌حسين(علیه السّلام) نيز علت اساسي نهضت و قيام خود را احياي اسلام و زنده نگه داشتن دين خدا نشان داد و در جواب فرماندار مدينه كه آن حضرت را دعوت به بيعت با يزيد مي‌كرد فرمود :«اگر بنا شود آدمي مثل يزيد حاكم بر امت گردد، در اين صورت بايد فاتحه اسلام خوانده شود و ماتم براي دين خدا گرفته شود. من بايد براي روشن نگه‌داشتن چراغ روشنگر اسلام كشته شوم .»  

پس آن شرف و كمال جاري كه شايسته شأن امام حسين (علیه السّلام) است، شرف شهادت در راه احياي دين خدا و كمال روشن نگه داشتن نام خدا بر زبان‌هاست، وگرنه موضوع آزادي‌خواهي و عدالت‌طلبي و زير بار نرفتن در ساير افراد مردم، حتي كافران نيز ديده مي‌شود.



(نظر بدهید.) | 11:11 AM چهارشنبه، 2 آذر هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: اخبار | لینک ثابت  
    باورهای موفقیت آفرین

 

شاید شما هم تاکنون با بسیاری از کسانی که در زندگی افرادی شاخص، قوی و محترم اند برخورد کرده باشید.

این گونه افراد معمولاً روابطشان با دیگران بی نظیر است و از موفقیت های شایانی برخوردارند. وقتی خوب به زندگی آن ها بنگریم، می بینیم که زندگی آن ها بسیار ساده و معمولی است و در حدّ متوسط جامعه اند . 

بسیاری از این افراد در گذشته خود، توفیق چندانی نداشته اند، ولی اینک در موفقیتی بسیار عالی به سر می برند .  

به راستی موفقیّت چیست؟ موفقیّت چگونه موقعیتی است و از کجا به دست می آید؟ 

به اعتقاد برخي از صاحب نظران، موفقیّت یک جریان است؛ جریانی مداوم که ضمن آن مشتاق آنیم که موقعیّت خود را تقویت و موفقیّت های بیشتری کسب کنیم. فرصتی است که به تدریج از نظر احساسی، اجتماعی، روحی، جسمی و روشنفکری و … رشد نماییم. موفقیت گل راهی است که همیشه در دست ساختمان و پیش رفتنی است و راه پایانی هم ندارد، اما کسب شدنی و دست یافتنی است.

 

چرا همه مردم قدرتمند، خوشبخت و محترم نیستند؟ 


ادامه مطلب
(نظر بدهید.) | 8:24 AM شنبه، 28 آبان هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    عید غدیر در سیره اهل‏بیت(ع)

غدیر، تنها نه به عنوان «روزى تاریخى‏» ، بلكه به عنوان یك‏«عید اسلامى‏» مطرح است. عید بودن آن نیز، مراسم و سنت هاى خاصى‏را مى‏طلبد و نه تنها باید آن را عید دانست، بلكه باید آن را عید گرفت و به شادمانى پرداخت و به عنوان تعظیم شعائر دینى، آن‏را بزرگ داشت و برشكوه آن افزود، تا ارزش هاى نهفته در این روزعظیم، همواره زنده بماند و سیره معصومین (علیهم السلام) احیاگردد.  

 

 


ادامه مطلب
(نظر بدهید.) | 7:22 AM دوشنبه، 23 آبان هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    با نعمت هاي خدادادي معصیت نكنیم‏

   

راستى چه جنایت بزرگ و سنگینى است كه انسان نعمت الهى را كه عبارت از تمام اعضا و جوارح انسانى ، زمین، هوا ، خوراك و پوشاك و تمام مواد مادى است صرف گناه و مخالفت با حضرت دوست كه از باب كرم و لطف و عنایت این همه نعمت در اختیار آدمى گذارده بنماید!!

گناه‏كار براى گناه ابزارى جز نعمت‏هاى الهى در اختیار ندارد، كسى كه مى‏خواهد به نامحرم نظر كند و راه خیانت به ناموس یك مملكت را به روى خود باز كند جز این نیست كه باید از نعمت چشم و قدم و مال و شهوت براى رسیدن به امیال شیطانى و جهنمى‏اش مایه بگذارد. 

كسى كه مى‏خواهد از صداى حرام و آواز محرم و لهو و لعب و موسیقى‏هاى ایمان برانداز، لذت ببرد جز این نیست كه باید از گوش و مال كه هر دو نعمت حق‏اند مایه بگذارد. 

كسى كه مى‏خواهد دروغ بگوید، تهمت بزند، استهزا كند، افترا ببندد و دو به‏ هم زنى نماید، نفاق افكنى پیشه سازد، فحش بدهد، باطل بگوید، حق را ناحق كند، زورگویى كند، شهادت ناحق بدهد، جز این نیست كه باید از نعمت زبان استفاده كند.

كسى كه مى‏خواهد كار خلاف خدا انجام دهد، مگر نباید تمام هستى خود را براى افتادن در حرام به كار بگیرد؟!

 

 


ادامه مطلب
(نظر بدهید.) | 8:21 AM سه شنبه، 17 آبان هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    امام باقر (عليه السلام) ؛ شکافنده علوم

 

امام باقرعليه السلام ، علاوه بر «شاکر» و « هادي » به ويژه به «باقر» به معناي شکافنده ملقب است ، و جابربن يزيد جعفي در توضيح لقب اخير گويد : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت .  

يعقوبي نيز مي نويسد : بدان سبب باقر ناميده شد که علم را شکافت . راغب اصفهاني هم مانند اين عبارت را گفته است .

ابن منظور در مورد کلمه «باقر» مي گويد : «تبقر» ، داشتن علم و مال زياد را گويند و به محمد بن علي بن حسين بن علي عليه السلام بدان جهت باقر گفته مي شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بيان فرمود .

 


ادامه مطلب
(نظر بدهید.) | 8:58 AM چهارشنبه، 11 آبان هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: مقالات | لینک ثابت  
    ترجمه لغات و عبارات قرآنی، قرآن‌آموز را به سمت تدبر در آيات قرآن می‌كشاند

 

گروه مؤسسات قرآنی مردم‌نهاد: مدير مؤسسه اندیشه شهید محمد قورچیان ، برگزاری مناسب دوره‌های آموزش مفاهيم را سبب انس فراگيران با قرآن دانست و گفت: ترجمه لغات و عبارات قرآنی، قرآن‌آموز را به سمت تدبر در آيات قرآن می‌كشاند.

«حسین قورچيان»، مدير مؤسسه قرآنی اندیشه شهید محمد قورچیان  در گفت‌‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، در رابطه با برگزاری درست و اصولی دوره‌های مفاهيم قرآن كريم در مؤسسات و مراكز قرآنی گفت: ترجمه لغات و عبارات قرآنی، قرآن‌آموز را به سمت تدبر در آيات قرآن كريم رهنمون كرده و زمينه مقدماتی كاربردی كردن آيات را محقق می‌كند.

وی ادامه داد: به همين منظور مؤسسه قرآنی اندیشه شهید محمد قورچیان  دوره های آموزش مفاهيم سطح 4 و 5 را با استناد به كتاب آموزش مفاهيم قرآن كريم اثر «مسعود وكيل» را در روزهای یکشنبه و سه شنبه هر هفته  ويژه بانوان برگزار می‌كند.

قورچيان در رابطه با استفاده از مربيان دوره ديده و متخصص در امر آموزش قرآن گفت: تدريس اين دوره آموزشی بر عهده «هاجر افخمی» يكی از مربيان مجرب اين موسسه قرآنی است.

اين مسئول با اشاره به شرايط حضور در اين دوره يادآور شد: كسانی كه سطح قبلی يعنی سطوح 1 تا 3 را با موفقيت گذرانده و موفق به كسب امتياز لازم شده باشند می‌توانند در اين دوره‌ حضور يابند.

قورچيان يادآور شد: اين دوره به مدت 4 ماه و نيم الی 5 ماه در محل این موسسه از امروز، سه‌شنبه 10 آبان‌ماه آغاز می‌شود.

وی در پايان خاطرنشان كرد: كسانی كه در آزمون پايانی اين دوره موفق به كسب حد نصاب نمره لازم شوند، گواهی پايان‌دوره خود را از سازمان تبليغات اسلامی دريافت می‌كنند.

 

منبع : خبرگزاری قرآنی ( ایکنا)

 



(نظر بدهید.) | 7:59 AM سه شنبه، 10 آبان هزار و سیصد و نود | نويسنده: روابط عمومی | موضوع: اخبار | لینک ثابت  

 


 

کلیه ی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به telavat center می باشد.
طراحی شده توسط نو آوران پارس

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب ميهن بلاگ

قالب ايران بلاگ

حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ

وب تولز

ابزار گرافیک و طراحی

براش

وکتور

آیکن

استایل

اکشن

فتوشاپ

طراحی

گرافیک

وبلاگ نویسی

وبلاگ نویسان

کد جاوا اسکریپت

دانلود نرم افزار

برنامه نویسی

آموزش فتوشاپ

عکس

گالری تصویر

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب رایگان

قالب میهن بلاگ

فارسی ورد

مقاله

تحقیق

فلش گیم

بازی های فلش

بازی انلاین

بازی آنلاین

بازی

نو آوران پارس

طراحی سایت

طراحی قالب وبلاگ

هاست

ثبت دامنه

طراحی